لي- چي تأليف كرد كه قديمترين تكنگاري مربوط به يك درخت ميوه است. در همان سال فو كونگ رسالهاي راجع به خرچنگها نوشت. او - يانگ هسيو، مورخ بزرگ، رسالهٴ استادانهاي دربارهٴ شقايق پرپر تأليف كرد؛ وانگ كوان هم راجع به همان گل به بحث پرداخت و 39 گونهٴ آن را شرح داد.
6. جغرافياي لاتيني و اسلامي. مهمترين نوشتهٴ لاتيني،
تاريخ اسقفنشين هامبورگ تأليف آدام برمني بود، كه مأخذ اساسي ما در زمينهٴ جغرافياي اروپاي شمالي و مهاجرنشينهاي اسكانديناوي است؛ مثلاً اين كتاب حاوي قديمترين گزارش راجع به وينلاند است. نقشههاي مخصوصي براي استفادهٴ دريانوردان، موسوم به پورتولانو احتمالاً متعلق به اين عصر است، گرچه قديمترين نمونههاي موجود به اندكي بعد مربوط ميشود. تاريخ آدام حاوي قطعهاي از يك پورتولانوست. از طرف ديگر محققان نقشهكشي خاطرنشان ميكنند كه پورتولانوها احتمالاً داراي منشأ بيزانسي است. به خاطر نبودن مدارك باستانشناسي كافي، اين مطلب را بايد كاملاً حدسي دانست.
در فصل سابق اشاره كردم فعاليت جغرافيدانان مسلمان، كه در سدههاي نهم و دهم آنچنان شديد بود، در اين قرن دچار وقفه شد. در نيمهٴ دوم قرن تنها دو تن را ذكر كردهام، يكي از غرب و ديگري از شرق. بكري جغرافيدان مغربي داراي اهميت ويژهاي است، چون
كتاب المسالكي كه طبق مرسوم تأليف كرده، از لحاظ اسپانيا قديمترين كتاب در نوع خودش است. او واژهنامهٴ جغرافيايي قديم (يعني عرب) را هم تأليف كرد. جغرافيدان شرقي هم شخصيت بسيار برجستهاي است. ناصرخسرو يك مبلغ اسماعيلي بود كه سفر خود را از مصر شروع كرد و به سياحت دور و درازي در خاور نزديك و اقصاي شرق ايران پرداخت؛ او شرح سفرهاي خود را به فارسي نوشت، كه هم از لحاظ جغرافيا و هم تاريخ ارزش زيادي دارد.
7. طب لاتيني، بيزانسي، اسلامي، و چيني. بر اثر مساعي قسطنطين افريقي، نخستين مترجم بزرگ عربي به لاتيني، رشد طب سالرنويي سرعت چشمگيري يافت. با كوشش او مقدار عظيمي تجارب پزشكي اندوخته شده در آثار عربي تدريجاً در دسترس خوانندگان لاتيني قرار گرفت. اين كار كنجكاوي و بلندپروازي پزشكان اروپايي را تحريك كرد. دو پزشك سالرنويي ديگر اين عصر درخور توجه مخصوصي است: يوآنز آفلاسيوس (يا يحيي عرب) كه ترجمهٴ قسطنطين را از قسمت جراحي كتاب ملكي، تأليف علي بن عباس تكميل كرد و پلاتياريوس كهتر كه مختصر اعمال طبي و رسالهاي در بول
را نوشت. رسالهاي در تشريح به نام تشريح بچه خوك، به كوفو نامي منسوب است كه به همان زمان يا آغاز سدهٴ دوازدهم تعلق دارد. اين يكي از قديمترين رسالات نوع خود در غرب مسيحي است؛ اين رساله كالبد خوك را شرح ميدهد با فرض اين كه بسيار شبيه كالبد انسان است.
لزومي ندارد گفته شود كه فعاليتهاي طبي در اروپاي بيدارشده به سالرنو منحصر نبود.